جمعی از اعضای سازمان آزادیبخش مردم افغانستان (ساما)
۱۴ جــون ۲۰۲۶

شناخت صائب همرزمان و شناخت ناقص دیگران از مجید
به مناسبت تجلیل از چهل و ششمین سالگرد جاودانه شدن طلایه دار رزم ملی و طبقاتی،
رهبر سامای انقلابی، شخصیت ملی و رهبر اسطوره ئی زحمتکشان افغانستان
زنده یاد مجید
(۲)
۲ ــ تسلیم طلبان:
در مجموع حلقات منحرف تسلیم طلب در جنبش چپ انقلابی و حواشی آن که از گذشته تا حال راه انحراف را در پیش گرفته و در عین پشت کردن به اندیشه و آرمان انقلابی و داعیۀ مبارزه و استقبال از امپریالیسم اشغالگر و قاتل در کشور ابائی و کشتار مردم شان، فرصت طلبانه اعتبار مبارزاتی گذشته، شخصیت ها، نام ها و نماد های مبارزاتی را وسیلۀ زر اندوزی و معامله گری و دمسازی با امپریالیسم اشغالگر و ارتجاع حاکم ساخته و در نقش جاده صاف کن خائنانه این این نام ها، نماد ها و وجهۀ مبارزاتی شخصیت های جانباز جنبش انقلابی را از شرق تا "غرب" کشور اشغال شده و مستعمره در خدمت "بازسازی" و تحکیم سلطۀ جابر و اشغالگری امپریالیستی و سلطۀ طبقاتی طبقات ارتجاعی قرار دادند. این تسلیم طلبان در گستره و حواشی جنبش انقلابی کشور سه طیف را شامل می شود: باند رهبری مطرود از ساما و باند رهبری بر حال دو گروه منحرف جوفروش و گندم نمای دیگر.
"بال شکستگان" باند رهبری خیانت پیشۀ مطرود از "ساما" از ابتدای اشغال امپریالیستی کشور آبائی ما در سال ۲۰۰۱م به بعد به گونۀ دو گروه منحرف و ریاکار دیگر ضمن پشت کردن به ایدئولوژی و مشی سیاسی ساما و انحراف از خط ستراتیژیک و وظایف تاکتیکی سه گانۀ مطرح شده در برنامۀ این سازمان و در عین فاصله گرفتن از درک لنینی مجید از امپریالیسم، از اشغال و اشغالگران کشور شان و بمب های طیاره های ب ــ ۵۲ بر ساحت کشور آبائی استقبال کرده و در قدوم نیرو های اشغالگر گل نثار نموده و آن را نجاتبش، تمدن ساز، مدافع حقوق بشر، مدافع حقوق زنان، دموکرات و مترقی خواندند.
ساما و سامائی های اصولی، راستین، انقلابی و آزادیخواه ادامه دهندۀ راه و آرمان سوسیالیستی مجید به کرات در نشرات درونی و برونی از موضع برنامۀ ساما و درک لنینی خویش از امپریالیسم، مأموریت و اهداف آن انحراف راست و تسلیم طلبانۀ ایدئولوژیک ــ سیاسی و در تکامل آن، خیانت ملی و تاریخی این باند سودجوی ضد انقلابی و ورشکسته را به طور مستدل و مستند نقد کرده اند. این اسناد در وبسایت های "رزمندگان"، "خروش رعد"، "پورتال افغانستان آزاد-آزادافغانستان" و در "سایت اسناد ساما" در "تلگرام" در اختیار همگان قرار دارد. این باند ضد انقلابی و انقیاد طلب با این درک سخیف ضد تاریخی و غیر علمی از ماهیت امپریالیسم و نادیده گرفتن همسرشتی و پیوند تاریخی امپریالیسم و ارتجاع، به سان دو گروه منحرف دیگر در گسترۀ جنبش، دروغ های امپریالیسم را باور کرده، به خورد ناآگاهان داده، رسالت متمدن سازی او را تبلیغ کرده، امپریالیسم قاتل را نجاتبخش خوانده، حزب تسلیم طلب و ان جی او ساخته، فند گرفته و در مجموع، کمر به خدمت امپریالیسم اشغالگر بست. در اخیر ماجرا، پس از دو دهه خدمت بی ریا به امپریالیسم قاتل همزمان با شکست ستراتیژی اشغالگرانه و فرار اربابان امریکائی ــ ناتوئی شان از افغانستان و فرو ریختن آوار "جمهوریت" پوشالی در سال ۲۰۲۱م، اعضای این باند نیز به جایگاه شایستۀ شان زباله دان تاریخ تقرب حاصل کردند. این باند جوفروش و گندم نما در عین عدول از خط مبارزۀ طبقاتی و رهائیبخش در برنامۀ ساما از ابتدای انحراف شان تا همین اواخر کوشیده اند تا از نام ها و نماد های مبارزاتی مثل ساما، ارم ساما و ندای آزادی استفادۀ ابزاری کرده و از نام و اعتبار مبارزاتی زنده یاد مجید در عین دور ریختن، "کلاسیک" و "قرن بیستمی" نامیدن ایدئولوژی، مشی سیاسی و موازین پیشرو تشکیلاتی مطروحۀ مجید و ساما برای اغوای افراد ناآگاه، متوهم و سرگردان هر طیفی، در خدمت اهداف استعماری ــ ارتجاعی سرباز گیری بکنند. امروز نیز در نقش دنبالچه ها و پایدوان منفور ترین خیانت پیشگانی مثل سپنتای خائن، به سان دیروز برای این شیادان تسلیم طلب، مجید، رهبر، سرمد، شریف، جرأت، پویا، میرویس، رضا، قاضی ضیاء، رستاخیز، کریم و... جدا از اندیشه، راه و آرمان سوسیالیستی این جانبازان انقلابی مطرح است تا خود و مجید را قابل پذیرش برای طیف های مختلف ارتجاع قومی ساخته و در منتها الیه صف طویل کاروان ارتجاعی جایگاه حقیری برای خود دست و پا کنند. این شارلاتانی امروز تسلیم طلبان مردود کمتر از دویدن دیروز شان در قفای کاروان خلیلزاد اشغالگر نیست.
این مزدوران بی آزرم و منحرف پرو امپریالیسم از دیروز تا امروز ــ و شاید تا فرداها ـــ در صدد بوده و اند تا با تجلیل غیر سیاسی و ریائی از مجید سوای اندیشۀ سرخ، سازمان انقلابی و آرمان برابری طلبانه اش؛ نام نامی مجید را از هیبت انداخته، اندیشۀ انقلابی اش را "کهنه"، "کلاسیک" و "اوائل قرن بیستمی" اعلام داشته و به تبع آن، در عین حال از خود مجید "بت بی آزار" بتراشند تا به شکرانۀ اعتبار و سنگینی نام مجید بدون مانع و مزاحمت در انتهای صف ارتجاع فئودال ــ کمپرادوری فعلاً بیرون از قدرت و در نقش نیروی ذخیرۀ امپریالیسم، جایگاه حقیر شان را بیابند.
نتیجه آنست که تجلیل و تکریم های تسلیم طلبان و منحرفان در مجموع از جانبازان جنبش انقلابی و به خصوص تکریم و بزرگداشت تسلیم طلبانۀ باند منحرف از خط انقلابی ساما و شرکاء از مجید، قیوم رهبر و سائر جانبازان سامائی و غیر سامائی با انگیزۀ غیر شریفانۀ سود جوئی از شخصیت، فداکاری، پیشتازی و نام آوری آن جاوید نامان صورت می گیرد، نه با انگیزۀ شریفانۀ مبارزاتی. این ریاکاری برای مخدوش ساختن و ترسیم سیمای راستین مجید و به تبع آن تلاش مذبوحانه برای قلب ماهیت و کاراکتر طبقاتی پرولتری ساما، ناستودنی و محکوم است.
به رسم نتیجه، با این انگیزه، مجید و سامائی که این باند ریاکار معرفی می کند، مجید و سامای واقعی نه، بلکه کاریکاتور و چهرۀ مسخ و مخدوش شده از مجید و ساما است. مجید و سامای واقعی با ایدئولوژی طبقۀ کارگر (م. ل. ا)؛ با موضع صریح طبقاتی و ضد امپریالیستی؛ با پراتیک مبارزاتی در موضع پرولتاریا و زحمتکشان، با مشی سیاسی حاوی وظائف اساسی سه گانه (ایجاد سه سلاح انقلاب)؛ با رسالت پیشاهنگی آگاه، بسیج و متشکل ساختن خلق؛ با برابری زنان و مردان، با رزمیدن در راه سنگلاخی به سوی رهائی ملی و اجتماعی متضمن رفع هر گونه ستم؛ با موازین پیشرو تشکیلاتی مطروحۀ مجید و ساما؛ با وحدت ملی اقوام بر محور اتحاد طبقاتی زحمتکشان اقوام برادر کشور در افغانستان واحد، با آرمان سوسیالیسم و با انترناسیونالیسم پرولتری شناخته می شوند. همۀ این ها یعنی ساما و معماران آن مجید و سائر رهبران و کادر های سامائی، به حیث شخصیت های شخیص حقوقی و حقیقی با درفش مارکسیسم ــ لنینیسم ــ اندیشۀ مائو تسه دون بر دوش، از موضع طبقۀ کارگر با پیشتازی در رزم ملی و طبقاتی خلق زحمتکش و با هدف گذر از قلمرو جبر طبیعی و اجتماعی به سوی قلمرو اختیار و آزادی که در چارچوبۀ آن موانع فرا راه خواست های برابری و آزادی انسان برچیده شده باشد (جامعۀ بدون طبقات)، ره بردند. امروز نیز راهیان استوار، جدی، مصمم و آگاه مجید و ساما به رسم پیشینیان جانباز، به رغم شکست و ریخت و افرازات، با همین پشتوانۀ معنوی انقلابی و چشم انداز فردای تابناک، در همین مسیرت گامزن اند.
۳ــ معامله و سوداګران سیاسی:
برخی از افراد این دستۀ سود جو قبلاً در حواشی کار مجید و ساما بوده اند. برخی از اینان به دلیل ارتکاب جرایم، خطا های بزرگ، خیانت و جنایت، یا از ساما طرد شده بودند و یا خود در اثر ورشکستگی سیاسی و افلاس ایدئولوژیک یا ترس از محاکمۀ سازمانی از ساما فاصله گرفتند. این گروه که در زندان شکستند و با شکنجه گران پیمان تسلیمی بستند، پس از رهائی از زندان با دست بوسی قصاب خاد "نجیب جلاد" این جلاد خلق و قاتل مجید به قیمت پای گذاشتن بر اجساد مشبک و استخوان های شکستۀ مجید، در ازای دریافت روبل های روسی کمر به خدمت اهداف استعماری ــ ارتجاعی اشغالگران روسی و دولت مزدورش بستند. در ازای این خیانت، پاداش "نماد سجود و خیانت" را کمائی کردند. سر سائیدن این نماد های سجود در پای جباران و جلادان به قیمت رفیق کشی و رفیق فروشی، تبر جلاد را دسته شدن، همکاسگی با ارتجاع سیاه قاتل سامائی ها و سائر انقلابیون و شریک شدن در خیانت ملی و تاریخی باند مرکزیت قبلی مطرود از ساما و مدافع اشغال امپریالیستی کشور؛ به تشدید ورشکستگی کامل این عده، تجرید شان از صف خلق، ساما و انقلاب انجامید.
با این پیشینۀ ننگین و پلشتی صورت، این عدۀ ریاکار در حالی که اندیشۀ مجید را "کلاسیک" و "کماکان" خواندند و ساما را "مرغانچه"، وقیحانه و اغواگرانه گهگاهی با گفتار های اغواگرانه و "افتضاح نامه" های بیمارگونه، ریاکارانه دم از زنده یاد مجید و سائر جانبازان سامائی دارای جهان بینی مارکسیست ــ لنینیستی و آرمان والای سوسیالیستی، می زنند. این سوداگران از یادبود زنده یاد مجید دو انگیزه در سر دارند: انگیزۀ سود جوئی و انگیزۀ سیاسی.
نخست، این عناصر هر جائی، معامله گر و فاقد جوهر مبارزاتی و ملاحظات اخلاقی در قدم اول در پی سود بوده اند تا با تبدیل ساختن اعتبار مبارزاتی و بلند آوازگی زنده یاد مجید به کالای قابل معاوضه با پول، به سود و ثروت برسند.
دوم، انگیزۀ دوم اینان از مجید، فکری ــ سیاسی است. این سوداگران از مجید بدون جهان بینی مترقی، خط سیاسی انقلابی، راه و آرمان سوسیالیستی او، از وی به حیث یک لیبرال قابل پذیرش برای نحله های ارتجاعی قومی ــ جهادی، تکریم می کنند. برای این ریاکاران زنده یاد مجید در حد یک لیبرال متعارف قابل پذیرش برای ارتجاع سکتاریست، لوکالیست، قوم گرا و حتی جهادی ها مطرح است. از این رو، اینان به ذرایع مختلف تلاش بیهوده ورزیده اند تا از سیمای راستین مجید تصویری مسخ و مخدوش شده و غبار آلود ترسیم کنند، در عین این که نام نامی مجید و اعتبار مبارزاتی ساما را وسیلۀ بزرگ نمائی خود و تقرب به کمپ ارتجاع تجزیه طلب قومی ــ جهادی ساخته و مثل تسلیم طلبان باند خائن مرکزیت قبلی، می کوشند تا در عقبگاه کاروان ارتجاعی جایگاه حقیری برای خود کمائی کنند. تمام هم و غم اینان اینست که شخصیت و سیمای مجید را از جهان بینی مارکسیستی ــ لنینیستی و آرمان سوسیالیستی او جدا سازند. برای اینکار، حتی ابائی نداشته اند تا مثل روباه دم خود (افراد تسلیم طلب فاقد شناخت از شخصیت فکری ــ سیاسی مجید و ناآگاه از چگونگی دستگیری و جاودانگی او) را به شهادت طلبیدند.
با همین انگیزۀ غیر شریفانه، یکی از شرکای "پُست مدرن" و همکاسه های این نماد های معامله گری که نه درکی از نیاز مخاطبان و سطح ادبی ــ فرهنگی آنان و سطح فرهنگ عمومی اکثریت مردم افغانستان دارد، و ابلهانه باورمند به اصل پوچ "هنر برای هنر" است و غافل و غیر مسؤول از اصل "هنر برای مردم" بابت پیام رسانی رزمجویانه، نقد واقعیت موجود فاسد، روشنگری و آگاهگری؛ نیز گهگاهی در همین خط ایدئولوژی زدایانه سطوری را در پیرامون اندیشه و پیکار زنده یاد مجید با "ایماء" و اشاره رقم زده است که مخاطبان به جای، خود او نیز قادر به تبیین آن برای باسوادان دارای سطح متوسط سواد و ادراک معانی در جامعه، نیست. این تلاش مذبوحانه و غیر شریفانه بابت کتمان، مکدر و مخدوش ساختن سیمای واقعی یک شخصیت شاخص مارکسیست ــ لنینیست کشور (زنده یاد مجید)، فضل فروشی "پست مدرنیستی" یک عنصر پست مدرنیست شریک سوداگران نام و وجاهت مجید به مدد لفاظی و بازی با کلمات است.
در یک مورد، این شرکای پست مدرنیست عامدانه و آگاهانه بدین باور و ادعای سخیف بوده و آن را بیرون نیز داده اند که گویا مجید صرفاً بابت خونخواهی پدر و پدر کلانش علم مخالفت و انتقام گیری با خانوادۀ سلطنتی (منسوبان نادر غدار ــ هاشم جلاد) برافراشت. در روشنائی پراتیک و مبارزات فکری ــ سیاسی تعمیق و تکامل یابندۀ زنده یاد مجید و همرزمانش، این تُـرهه و ادعای پوچ به وضوح سراپا نادرست، واهی، خصمانه و مغرضانه به منظور فرو کاستن آگاهانۀ مبارزات و منزلت فکری، سیاسی و اجتماعی زنده یاد مجید و انکار شخصیت تکامل یابندۀ او از جایگاه یک مبارز ضد استبداد تا سطح یک جمهوریخواه و سپس در قلۀ تکاملی بعدی تا جایگاه یک مبارز استوار و پیشرو ضد امپریالیسم و ضد ارتجاع و در مقام یک رهبر پیشتاز کمونیست انقلابی و بانی سازمان پیشاهنگ پرولتاریا و زحمتکشان افغانستان (ساما)، در جهت نفی ایدئولوژی، خط سیاسی، کاراکتر پیشرو پرولتری و آرمان سوسیالیستی ساما و بانی آن، زنده یاد مجید مطرح بوده است. انگیزه و هدف اصلی این تلاش های مذبوحانه این بوده است تا بدین وسیله مجید را در کنار مرتجعین باب طبع ارتجاع و قابل پذیرش برای دارودسته های ارتجاع ستمگستر قومی، جهادی و تکنوکراتی ــ این عاملان بومی اشغال امپریالیستی کشور، جنگ های ارتجاعی ویرانگر، استثمار توده های رنج و کار، ستم چند لایه بر خلق، ستم مضاعف بر زنان، ارتجاع فرهنگی، نهادینه ساختن فرهنگ مزدوری، تاراج ثروت ملی، نفاق و شقاق ملی و... ــ ساخته و خود ها در منتها الیه صف طویل ارتجاع حقیرانه صف بندند.
اما، به رغم افراز این ترهات پست مدرنیستی و تقلیل گرایانه در مورد چیستی و جایگاه اندیشه و پیکار و منزلت اجتماعی زنده یاد مجید و خصلت سامای انقلابی، واقعیت " سرنوشت رزم و سودای مجید" و هکذا، رسالت ساما، چیز دیگر بود. در این شکی نیست که دو برادر همرزم و هم سرنوشت زنده یادان مجید و قیوم رهبر مثل سائر بستگان خانوادۀ داغدار و سوگوار نسبت به هاشم جلاد و رأس ارتجاع حاکم سلطنتی دودمانی کینه و نفرتی بی پایان به دل داشتند و حس انتقام مثل سائر بستگان سوگوار قربانیان جنایت جلادان در سراپای وجود شان موج می زد. اما مجید و قیوم رهبر انتقام را شخصی نساختند، زیرا ارتجاع حاکم سلطنتی در وجود آل یحیی را مظهر و عامل شرارت، ستم، اجحاف و جنایت بر خلق می دانستند و این ها یکی دو تا نبودند. لذا، مجید در پی انتقام جمعی برآمد و آن را ختم لجام گسیختگی دولت و عمال دولت و قانونی ساختن عملکرد سران دولتی و پاسخگو ساختن آنان در قبال قانون موضوعۀ خود شان، می دانست. در آن روزگار و در محدودۀ آن محدودیت تاریخی ــ اجتماعی مجید اینگونه می اندیشید.
مجید در بدو مبارزاتش در مقام یک مبارز ضد استبداد در بیرون از مرکز قدرت می اندیشید که می شود از درون و حواشی آن نظام به مدد اصول و قوانین موضوعه و با ابزار ها و روش های قانونی درون آن نظام (شاهی مشروطه، قانون اساسی، قانون توشیح نشدۀ احزاب، پارلمان، قانون انتخابات و سائر لوایح متمم و به پشتوانۀ رأی و اعتماد مردمی و سائر ابزار و روش های قانونی، اصلاحات و غیره)، بر لجام گسیختگی سران و عمال دولت، فساد عمیق و فراگیر، فقر، بیکاری، نابرابری اجتماعی و درجا زدگی اقتصادی، سیاسی و فرهنگی جامعه فائق آمده و جامعه را به سوی ترقی و تعالی اجتماعی سوق داد.
زنده یاد مجید پس از برخورد به بیان خودش، با "سد کهنسال و مرگبار فئودالی" که تازه به جادۀ انحراف کمپرادوری نیز پا گذاشته بود و ارتجاع حاکم سلطنتی در وجود آل یحیی نماینده و پاسدار آن کهن دژ فرتوت بود، (پس از رسوائی انتخاباتی عمال محلی دولت و تقلب هیأت حاکمه در انتخابات دورۀ دوازدهم شورا) اصلاح ناپذیری، فساد و فرسودگی تاریخی کلیت ساختار های زیربنائی و روبنائی نظام سلطنتی و به ویژه مظهر ارتجاع فرتوت فئودالی ــ کمپرادوری بر وی مبرهن شد. او در دوره ای کوتاه در نقش یک "جمهوریخواه" ایدۀ برپائی "نظام جمهوریت" و تعویض نظام شاهی به جمهوری و برگرداندن قدرت به "جمهور" به سرش زد و درفشی رنگین تر را در عرصۀ مبارزه با نظام فرتوت سلطنتی برافراشت. هر چند ایده و شعار "جمهوریخواهی" در مقام مقایسه با اندیشۀ مبشر تغییر بنیادی و رادیکال، ایدۀ ابتدائی بود، اما از لحاظ پسمنظر و وزنۀ تاریخی خود، به ویژه مبارزات روشنگرانۀ ایدئولوژیک، سیاسی و علمی پیشتازان فکری انقلاب کبیر فرانسه مثل دانشمندان، اصحاب دائرة المعارف، و پیشتازی و جانبازی ژاکوبن ها در امر تاریخی تدارک، تعمیل و تعمیق روند خونین برای انتقال قدرت به "جمهور" و نمایندگان سیاسی آن، در مقایسه با قانونیت و محدودیت نظام شاهی مشروطه و مطالبات اصلاحی قانونی در چارچوبۀ آن، گامی به پیش محسوب می شد و عناصری از اندیشۀ رادیکال را در خود نهفته داشت، زیرا اصل مسأله و جوهر آن، بر طبق "قرارداد اجتماعی" "ژان ژاک روسو" ایدئولوگ انقلاب کبیر فرانسه، منبع قدرت و انتقال آن از آسمان به زمین بود. "روسو" منبع قدرت را نه آسمان و قدرت های موهوم ماورای طبیعی، بلکه زمینی و همین مردم روی زمین می دانست و این ایده را در کتابش تعمیم داده و با همین فکر همراه با اصحاب دائرة المعارف به جنگ ارتجاع سلطنتی و کلیسا و دستگاه تفتیش عقاید آن رفته و ضربتی بزرگ بر اورنگ سلاطین و برج و مناره های کلیسا زد. در آن زمان این حرکت با نیاز های تکاملی بورژوازی دارای قدرت اقتصادی فرانسه و اروپا در برابر نظام پوسیدۀ سرواژ هماهنگ و همسو بود.
با این پشتوانۀ تاریخی و اعتبار مبارزاتی، ایدۀ جمهوریخواهی و انتقال قدرت از دستان شاه به جمهور در مقایسه با نظام فرتوت سلطنتی هم برای جامعۀ آن روز افغانستان که توده ها از روی ناآگاهی به غلط می پنداشتند که شاه غیر مسؤول (ظاهر شاه) نماینده و سایۀ خدا و فرستادۀ آسمان به روی زمین است و تعرض بر وی واجب نیست، هم در سطح عمومی و هم برای مجید ایدۀ بکر و یک گام به پیش بود. اما در آن روزگار محدودیت های جمهوریخواهی صرف و نظام جمهوریت مثل نظام شاهی صبغۀ بارز طبقاتی و محدودیت تاریخی برپا کنندگان آن برای زنده یاد مجید و سائر مبارزان این سنگر هویدا نبود. این مهم (درک ماهیت طبقاتی هر نظام اعم از شاهی و جمهوری) در گام تکاملی فکری ــ سیاسی بعدی زنده یاد مجید برای او قابل درک و دریافت شد. متعاقب این، هم اندیشه و هم مبارزات مجید رادیکالتر شد و با گذر از خواست "جمهوریخواهی" صرف، به بسیج "بینوایان" و طرح مطالبات بینوایان رسید.
پس از تجربه اندوزی و تعمیق فهمش از مسائل اجتماعی ــ سیاسی، زنده یاد مجید در ایستگاه جمهوریت و خواست مبهم بینوایان بدون مرزبندی دقیق طبقاتی میان این طیف گستردۀ اجتماعی تحت ستم نایستاده و به پیش حرکت کرد. او طی سال ها به مطالعات مستقل تئوریک جامع و گسترده دست زده و همزمان تحقیقاتی را در مورد جامعۀ آن روز افغانستان به پیش برد. در پایان جست و جو و تفحص تئوریک ــ سیاسی، پس از آن که پیروزی انقلاب سوسیالیستی اکتوبر روسیه مارکسیسم ــ لنینیسم را از شمال وارد کشور ساخته بود، موج های نیرومند انقلاب فرهنگی کبیر پرولتاریائی مارکسیسم ــ لنینیسم ــ اندیشۀ مائو تسه دون را در دسترس روشنفکران انقلابی و طبقۀ کارگر کشور قرار داد. با الهام از این اندیشه های مبشر تغییر، فضای سیاسی کشور دچار التهاب و تب و تاب سیاسی شد. در گرماگرم این مبارزات عمدتاً شهری توده ئی و روشنفکری در مراکز دانشگاهی و تولیدی نظام شاهی بر پایۀ دموکراسی تاجدار، زنده یاد مجید پس از مطالعات مستقلانۀ ممتد به اندیشۀ مبشر تغییر بنیادی مناسبات تولیدی مبتنی بر مالکیت خصوصی، به ابزار شناخت و تغییر جامعه، به درک مادی تاریخ و نقش تاریخ ساز توده های آگاه و متحد در امر دگرگونی اجتماعی، به تئوری مبارزۀ طبقاتی و سرانجام به علم انقلاب، به درک نیروی محرکۀ انقلاب و ابزار های اساسی انقلابی دست یافت. این سومین پله و قلۀ تکاملی شخصیت فکری ــ سیاسی زنده یاد مجید است. او سال های آزگار در این خط رزمید و همراه با سائر انقلابیون کشور متحدانه برای تدارک و ایجاد ابزار های سه گانۀ انقلاب عرق ریخت و خود نیز اندر این مسیرت انقلابی و آزادیخواهانه جاودانه شد. این، فراز تکاملی و تکامل کیفی و جهشی مجید است که کیفیتاً با پله های قبلی متفاوت است. این است حقیقت پیرامون تکامل فکری ــ سیاسی زنده یاد مجید. هر کس یا کسانی که این فراز تکاملی شگرف و خیره کننده را در جهان بینی، راه و رسم و آرمان سوسیالیستی مجید نمی بینند و یا نمی خواهند ببینند و منکر آن اند، یا درک شان از زنده یاد مجید ناقص و بدوی است و یا خود اهل غرض و مرض اند و سودائی غیر از سودای مبارزاتی به سر دارند. (اثر آموزشی زنده یاد "قیوم رهبر " تحت عنوان «سازمان آزادیبخش مردم افغانستان (ساما) در آئینۀ قدنمای اندیشه و کردار رفیق مجید» در این زمینه خیلی گویا، رهنمون و آموزنده است که بزودی منتشر می شود.)
بدین سیاق، در مواردی جهان بینی فکری ــ فلسفی زنده یاد مجید را در هاله ای از اسطورۀ غیر طبقاتی پیچیدند و فراموش کردند که در جامعۀ طبقاتی پدیده ای اعم از ایدئولوژی، سیاست، جانبازی، اسطوره و... وجود ندارد که مهر طبقاتی بر جبین خود نداشته باشد. اسطورۀ مجید نیز طبقاتی بود، جوهر و مرز طبقاتی داشت و در خدمت طبقات استثمار شونده و تحت ستم کارگران، دهقانان، سایر زحمتکشان و روشنفکران قرار داشته است. اما، با توجه به شناخت وسیع، عمیق و صائب همرزمان، انقلابیون، آزادیخواهان، فرهنگیان، روشنفکران و دموکرات ها؛ و حتی اشراف و اعتراف منادیان لیبرالیسم بورژوائی و دشمنان ایدئولوژیک ــ طبقاتی ما (نمایندگان سیاسی طبقات حاکم هر مقطع مثل "خلقی ــ پرچمی" ها، اخوانی ها و تکنوکرات های پروــ امپریالیسم مدافع مواضع طبقاتی بورژوازی کمپرادور و...) از جوهر اندیشۀ انقلابی، موضع طبقاتی، راه و آرمان سوسیالیستی زنده یاد مجید به عنوان یک انقلابی مارکسیست ــ لنینیست شناخته شدۀ راه سوسیالیسم و طلایه دار نبرد آزادی؛ بعید به نظر می رسد که اغواگری های این دستۀ معامله گر در مورد جهان بینی، راه و رسم و آرمان انقلابی و جدا کردن مجید از این ارزش های معنوی انقلابی با هدف پلید گران فروشی خود و قابل پذیرش ساختن مجید برای تمامی نحله های ارتجاعی و نمایندگان سیاسی طبقات حاکمه، به غیر از رسوائی بیشتر، مثمر ثمری واقع شده و سودمند و مؤثر افتد.
در مورد سوداگران نام و اعتبار مجید نیز نتیجه آنست که تجلیل و تکریم های این منحرفان تسلیم طلب و سوداگر در مجموع از جانبازان جنبش انقلابی و به خصوص تکریم و بزرگداشت ریائی توأم با اغواگری از مجید، قیوم رهبر، سرمد، شریف، جرأت، پویا، رضا، میرویس، تیمور، قاضی ضیاء، بهرنگی و سائر رهبران و کادر های جانباز سامائی ( که روزی بر اجساد مشبک آنان پای گذاشتند تا دست خون آلود جلاد را ببوسند) و غیر سامائی با انگیزۀ غیر شریفانۀ سود جوئی از شخصیت، فداکاری، پیشتازی و نام آوری آن جاوید نامان صورت می گیرد، نه با انگیزۀ شریفانۀ مبارزاتی. این ریاکاران نیز مثل "بال شکستگان" باند مطرود از ساما، از این تفتین، توطئه و اغواگری طرفی نخواهند بست و به جز از سر شکستگی، تجرید، شرمساری ابدی، نفرین و محکومیت تاریخی، عاید شان نخواهد شد.
ادامه دارد